این وبلاگ به wordpress.com منتقل شده است.

آدرس جدید

alibroujerdi.wordpress.com

‏نمایش پست‌ها با برچسب احساس. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب احساس. نمایش همه پست‌ها

قدرت برتر

تگها :
{ ارسال شده در توسط علی بروجردی }

 

وقتی حیوانی را ذبح می کنی ، در دل خود به قربانی بگو: نیروی که فرمان کشتن تو را به من داد، نیرویی است که بزودی مرا از پای در خواهد آورد و هنگامی که لحظه موعد من فرا رسد، من نیز همانند تو خواهم سوخت؛ زیرا قانونی که تو را در مقابل من تسلیم کرده است بزودی مرا به دستی قوی تر خواهد سپرد. خون تو و خون من عصاره ای است که از روز ازل برای رویاندن درخت آسمانی آماده شده است.

-جبران خلیل جبران

Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other ::

با هزار تومن چی کار می‌شه کرد؟

تگها :
{ ارسال شده در توسط علی بروجردی }

1000big

Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other ::

Woody Allen

تگها : ،
{ ارسال شده در توسط علی بروجردی }

در این دنیا دو قسم انسان وجود دارد، خوب و بد. خوب‌ها بهتر می‌خوابند اما به نظر می‌رسد بدها از ساعت‌های بیداری بیشتر لذت می‌برند.

There are two types of people in this world, good and bad. The good sleep better, but the bad seem to enjoy the waking hours much more.

woody_allen

Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other ::

سهراب

تگها : ،
{ ارسال شده در توسط علی بروجردی }

كفش‌هایم كو؟
چه كسی بود صدا زد: سهراب؟
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ
مادرم در خواب است
ومنوچهر و پروانه، و شاید همه‌ی مردم شهر
شب خرداد به آرامی یك مرثیه از روی سر ثانیه‌ها می‌گذرد
و نسیمی خنك از حاشیه‌ی سبز پتو خواب مرا می‌روبد
بوی هجرت می‌آید
بالش من پر آواز پر چلچله‌هاست
صبح خواهد شد
و به این كاسه‌ی آب
آسمان هجرت خواهد كرد
باید امشب بروم
من كه از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت كردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم
كسی از دیدن یك باغچه مجذوب نشد
هیچكس زاغچه ای را سر یك مزرعه جدی نگرفت
من به اندازه یك ابر دلم می‌گیرد
وقتی از پنجره می‌بینم حوری
دختر بالغ همسایه، پای كمیاب ترین نارونِ روی زمین
فقه می‌خواند
چیزهایی هم هست، لحظه‌هایی پر اوج
مثلاً شاعره‌ای را دیدم
آنچنان محو تماشای فضا بود كه در چشمانش
آسمان تخم گذاشت
و شبی در شب‌ها
مردی از من پرسید
تا طلوع انگور، چند ساعت راه است؟
باید امشب بروم
باید امشب چمدانی را كه به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد، بردارم
و به سمتی بروم
كه درختان حماسی پیداست
رو به آن وسعت بی واژه كه همواره مرا می‌خواند
یك نفر باز صدا شد: سهراب!
كفش‌هایم كو؟

ندای آغاز – سهراب سپهری


سهراب سپهری شاعر و نقاش در 15 مهر 1307 در کاشان به دنیا آمد. وی از مهمترین شاعران معاصر ایران است که اشعارش به زبان‌های بسیاری ترجمه شده است. سهراب در اول اردیبهشت 1359 در تهران به دلیل سرطان خون در گذشت.

Sohrab[1]

وب‌سایت رسمی

زندگی نامه

Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other ::

غذای دو نفره

تگها :
{ ارسال شده در توسط علی بروجردی }

 

چرا وقتی دو نفر تنهان و می‌خوان با هم غذا بخورن روبروی هم می‌شینن نه کنار هم؟

Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other ::

رفتم سفر جاش گذاشتم!

تگها :
{ ارسال شده در توسط علی بروجردی }

چند روزی رفته بودم سفر، دیشب که داشتم وسایلم رو جمع می‌کردم دوستان و آشنایانی که اونجا بودن از سر لطف شروع کردن به چک کردن وسایلم برای اینکه چیزی جا نمونه.

هرکس یه چیزی رو یاد آوری می‌کرد:

- علی جون لباسات جا نمونه…

- علی جون مدارکت جا نمونه…

- علی جون گوشی و شارژرت جا نمونه…

- …

اما افسوس که هیچ کس یادم ننداخت که دلمو جا نذارم!

Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other ::

Friends

تگها :
{ ارسال شده در توسط علی بروجردی }

We make so many friends, some become dearest, some become special, some become unique, some fall in love with someone else, some go overseas, some change their cities, some left us, we left some, some are in contact, some are not in contact, some don’t contact cause of past, we don’t contact some because of before. Whatever they were, however they are, we still remember, miss, care, love them because of the rule they played to make "MEMORIES" in our life.

Our hearts is dedicated to those FRIENDS.

Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other ::

بدون شرح

تگها : ،
{ ارسال شده در توسط علی بروجردی }

b1

برای اندازه اصلی روی عکس کلیک کنید.

Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other ::

گندم

تگها :
{ ارسال شده در توسط علی بروجردی }

 

به شما می‌گویم اگر دانه گندم که در زمین می‌افتد نمیرد، تنها می‌ماند؛ اگر بمیرد ثمر بسیار آرد.

انجیل یوحنا، باب دوازدهم، آیه بیست‌و‌چهارم

Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other ::

از نوشته‌های دکارت

تگها : ،
{ ارسال شده در توسط علی بروجردی }
مدت‌ها قبل برای اولین بار دریافتم بسیاری از عقاید نادرست را از زمان کودکی به عنوان آرای درست پذیرفته بودم، و متوجه شدم که ساختار اندیشه‌ی من که تماماً بر مبنای این عقاید نادرست شکل گرفته بود تا چه اندازه غیرقابل اعتماد بود. بنابراین، فهمیدم اگر قصد داشته باشم در علوم به نتایج مستحکم و ماندگار دست‌یابم، باید یکبار برای همیشه خود را از قید تمامی آرائی که قبلاً پذیرفته‌ام رها سازم، و کار خود را از مبنایی کاملاً جدید آغاز کنم.

دکارت؛ تأملات؛ تأمل اول: سطرهای آغازین.

Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other ::

عکس‌های جزیره کیش

تگها : ،
{ ارسال شده در توسط علی بروجردی }

داشتم عکس‌های قدیمی رو نگاه می‌کردم، به نظرم رسید چندتا از عکس‌ها رو اینجا بزارم همه ببینید.

این عکس‌ها همش تو جزیره کیش گرفته شده. یادگاری زمانی که اونجا زندگی می‌کردم.

برای دیدن اندازه اصلی روی عکس‌ها کلیک کنید.

DSCF0041 DSCF0061 DSCF0062 DSCF0064 DSCF0085 DSCF0088 DSCF0090

Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other ::

دردل کیسه های شن شهرداری

تگها : ، ،
{ ارسال شده در توسط علی بروجردی }

50 هزار تن شن مخصوص در 13 سایت برف روبی شمال تهران دپو شد
با تشکیل ستاد برف روبی در شهرداری منطقه یک 50 هزار تن شن مخصوص در 13 سایت برف روبی شمال تهران دپو و آماده عملیات شد.
به نقل از روابط عمومی شهرداری منطقه یک مهندس محمد هادی امرالهی معاون امور شهری و فضای سبز منطقه با اعلام این خبر اظهار داشت: در حال حاضر مکان یابی و راه اندازی 13 سایت ماشین آلات و استقرار نیروی انسانی و دپوی شن مخصوص در نواحی ده گانه منطقه و بزرگراه ها تعیین و سایت مرکزی نیز در بزرگراه امام علی (ع) - گلچین احداث و تجهیز شده است .
وی افزود: ستاد برف روبی در منطقه با استفاده از 271 دستگاه ماشین آلات برف روبی با برآورد هزینه ای بالغ بر 40 میلیارد ریال و 1 هزار و 440 نیروی انسانی تا پایان فصل زمستان آماده خدمات رسانی به شهروندان است.
مهندس امرالهی در خصوص نصب مخازن زرد رنگ دپوی شن مخصوص گفت: 465 نقطه در معابر اصلی ، بزرگراهی و نقاط پر ترافیک و حساس منطقه شناسایی شده که مخازن زرد رنگ در آنها جانمایی می شود تا به هنگام لزوم شن پاشی سریع امکان پذیر گردد.
رییس ستاد برف روبی منطقه خاطر نشان کرد: کیسه های شن مخصوص نیز به تعداد 400 هزار کیسه با آرم شهرداری در سایت مرکزی در حال بسته بندی است که تا کنون 12 هزار کیسه آن تهیه شده است .
روابط عمومي شهرداري تهران


امروز که داشتم می رفتم سر کار این کیسه های شن رو دیدم که تو کوچه پس کوچه ها هم گذاشته بودن . شهرداری هم که اعلام کرده کیسه های قرمز برای مردمه ، یعنی هر کسی می خواد می تونه از این کیسه ها برداره ببره استفاده کنه . اما وای از دست این مردم بی فرهنگ ، دیدم یه آقایی در سمند رو باز کرده داره ده دوازده تا از این کیسه ها رو می چپونه تو ماشین . آخه آقای محترم این کیسه ها برای استفاده همه اینجا گذاشته شده نه فقط برای شما . تازه هزینه استهلاک ماشین و بالا رفتن مصرف سوخت رو هم باید در نظر بگیرید . نکنید این کارارو بابا زشته .
از چند روز دیگه احتمالاً شاهد خرید و فروش این کیسه ها هم خواهیم بود . خدا به خیر کنه .

Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other ::

خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید

تگها :
{ ارسال شده در توسط علی بروجردی }

یک لحظه چشم هایتان را ببندید و به مرگ خودتان فکر کنید. نه! به اینكه بعد از مرگ چه اتفاقهایی ممكن است برایتان بیفتد و احتمالاً نکیر و منکر و عذاب و فشار قبر و اینها اصلاً فکر نکنید. فقط به این فکر کنید که یک روحِ رها هستید که می تواند همه جا برود و همه را ببیند.

اول پدر و مادر و خواهران و برادران و در صورت وجود، همسر و فرزندان خود را می بینید. ضجه و زاری می زنند. حالشان خیلی بد است. به مرزهای جنون نزدیکند. مادرتان که اصلاً طاقت به هوش ماندن را ندارد. اوضاع خیلی خراب است. بغض می کنید. دیگر تحمل دیدن این صحنه ها را ندارید.

حالا نوبت دوستان است. وقتی خبر را می شنوند از درد فریاد می کشند. ناگهان همه خاطراتِ با هم بودن هایتان برایشان تداعی می شود. اشک نمی تواند پاسخگوی دلتنگی شان شود. این خبر تلخ را باور ندارند. بغض حالا دیگر گلویتان را بدجوری می فشارد.

محل کارتان را می بینید. یک نفر تلفنی خبر را به همکارانتان می گوید. کسی که با تلفن حرف می زند ناگهان ساکت می شود. گوشی از دستش می افتد و اشک است که بی اختیار سرازیر می شود. طولی نمی کشد که همه می فهمند. همه بهت زده اند و نمی دانند باید چه بکنند. حالا دیگر به وضوح دارید گریه می کنید!

گاه می اندیشم

خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید

آن زمان که خبر مرگ مرا

از کسی می شنوی، روی تو را

کاشکی می دیدم.

شانه بالا زدنت را

_ بی قید _

و تکان دادن دستت که،

_ مهم نیست زیاد _

و تکان دادن سر را که،

_ عجیب! عاقبت مرد؟

_ افسوس!

کاشکی می دیدم.

نمی توانم بگویم تجربه خنده داری بود. چون واقعاً گریه کردم. فقط نمی دانم چرا فکر کردم همه ناراحت می شوند! هر چه بود این فکر، می دانم که ناشی از خودشیفتگی نبود. شما هم اگر دوست دارید کمی به این موضوع فکر کنید. ببینم تجربه مشترکی کسب می کنیم یا نه!

Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other ::