این وبلاگ به wordpress.com منتقل شده است.

آدرس جدید

alibroujerdi.wordpress.com

‏نمایش پست‌ها با برچسب روان‌شناسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب روان‌شناسی. نمایش همه پست‌ها

نشانه‌های فشار روانی در مردان

تگها :
{ ارسال شده در توسط علی بروجردی }

مردان همیشه از سکته قلبی، زخم معده و فشار خون بالا می‌ترسند و عامل آنرا فشار روانی می‌دانند. مردان هر روز نگران رژیم غذایی خود و ورزش کردن هستند، سعی زیادی می‌کنند تا سیگار را ترک کنند و میزان مصرف مشروباط الکلی خود را کاهش دهند؛ حساب طول عمر خود را دارند و همیشه نگران این هستند که چند سال دیگر زنده می‌مانند. آنها نگران فشار‌های روانی هستند و نهایتاً نگران نگرانی‌هایشان.

صرف نظر از نهفته یا آشکار بودن، فشارهای روانی به یکی از 4 عامل زیر بستگی دارد:

  1. مسائل جسمی: در دوره نوجوانی مسائلی مانند قد و وزن و مهارتهای ورزشی اهمیت دارد (بخصوص قد)؛ با رسیدن به سن نوجوانی قدرت ج‌ن‌س‌ی‌ نیز به آن افزوده می‌شود؛ در میانسالی عامل طاقت مد نظر قرار می‌گیرد؛ بعد از آن سلامتی مهمترین مسائله خواهد بود.

این نکته قابل توجه است که قدرت بدنی لزوماً تضمین کننده عمر طولانی نیست. طبق آمار مرگ و میر در مردان بیشتر از زنان است و این الگوی مرگ و میر در طول زمان تغییر نمی‌کند. در رده بندی سنی بالای 65 سال تعداد زنان 33 درصد بیشتر از تعداد مردان است.

  1. مسائل شغلی: همیشه سوال معروف «وقتی بزرگ شدی می‌خواهی چکاره شوی؟» یکی از دغدغه‌های مردان است. منبع و میزان درآمد از عوامل مهم تعیین کننده هویت اجتماعی یک مرد است و موفقیت اقتصادی‌اش معیاری برای ارزشهای اوست.

  2. مسائل خانوادگی: آیا می‌توان احساس فردی را که دو یا حتی سه دهه اول زندگی خود را به عنوان پسر خانواده گذرانده و الآن خود را در جایگاه مرد یک خانواده می‌بیند، درک کرد؟ احساس شوهر بودن؟ احساس پدر بودن؟ احساس مسئولیت داشتن؟ احساس مالکیت بر یک زندگی و خانواده؟

    پدر خانواده بودن کار ساده‌ای نیست و افراد خانواده و حتی دیگران از پدر خانواده چه از نظر جسمی و چه از نظر روحی انتظارات زیادی دارند.

  3. مسائل شخصی: رقابت با دیگران، محدودیت‌های افزایش سن، خرج زندگی، بیماری و ترس از مرگ مهمترین عوامل ایجاد کننده فشار روانی برای مردان است.

    بدون ارتباط و تبادل نظر با دیگران، مسائل شخصی می‌توانند به صورت مشکلات مختلف درآیند و فرد را گوشه گیر و منزوی نموده در نهایت او را دچار فشار روانی کنند.

فشار روانی را می‌توان چنین تعریف کرد: «هر خواسته و نیازی که مستلزم تنظیم و تطبیق است.»

از تعریف بالا می‌توان نتیجه گرفت که استرس می‌تواند هم جنبه منفی داشته باشد و هم جنبه مثبت. استرس خوب باعث تحریک سیستم غلبه بر استرس می‌شود و این سیستم به شما کمک می‌کند تا انرژی لازم برای تحقق اهداف کوتاه مدت و لحظه‌ای را تامین کنید. پس استرس خوب باعث حسِ کوتاه مدت نشاط می‌شود اما استرس بد باعث خوردگی روح و جسم در درازمدت می‌شود.

تفاوت میان استرس خوب و استرس بد با سه عامل تعیین می‌شود:

  1. حس انتخاب کردن: اگر عامل استرس را خود شما انتخاب کرده باشید بیشتر احساس تحریک شدن یا همان استرس خوب را به شما منتقل می‌کند.

  2. درجه کنترل: با کمتر شدن میزان کنترل بر روی شریط میزان استرس بد هم افزایش می‌یابد اما در شرایطی که فرد کنترل اوضاع را به دست دارد بیش از آنکه تحت فشار روانی (استرس بد) قرار گیرد تحریک به فعالیت و بهبود شرایط می‌شود.

  3. توانایی در پیش بینی نتیجه: تطبیق و تنظیم احساس زمانی که از نتیجه کار مطمئن نیستیم کار دشواری است. این عدم اطلاع از نتیجه کار باعث تولید فشار روانی می‌شود.

زمانی که از سیستم غلبه بر فشار روانی زیاد کار کشیده شود و در دراز مدت مورد استفاده قرار گیرد، علائم جسمی و روانی در فرد بروز می‌کند که احتمال دارد برای همیشه باقی بماند.

سیستم غلبه بر فشار روانی بدن انسان در شرایط استرس از خود یکی از واکنش‌های زیر را نشان می‌دهد:

  • پیام‌های فشار روانی از مغز و از طریق سلسله اعصاب به عضلات بازو، پاها و سیستم استخوان بندی ارسال می‌شود و آنها را برای واکنش‌های ناگهانی آماده می‌کند.

  • پیام‌های فشار روانی از مغز به اعضای حیاتی رفته و باعث افزایش ضربان قلب، تعداد تنفس، فشار خون و قند خون می‌شود.

  • پیام‌های فشار روانی از مغز به غده آدرنال و هیپوتالاموس فرستاده می‌شود. غده آدرنال، آدرنالین ترشح می‌کند و باعث تحریک سریع اندام‌ها می‌شود. غده هیپوتالاموس یا مرکز احساسات مغز از طریق کورتکس علائمی می‌فرستد و باعث ترشح هورمون‌هایی می‌شود که شدت اثر فشار روانی را کاهش می‌دهد.

تمام فعل و انفعالات بالا در اثر یک فشار روانی خارجی و یا یک تهدید فوری بوجود می‌آید که نیازمند واکنش است، اما امروزه بسیاری از این فشارهای روانی که باعث این فعل و انفعالات می‌شود نیازمند واکنشی از طرف ما نیستند برای مثال وقتی در ترافیک گیر کردیم نمی‌توانیم اتومبیل خود را بگذاریم و فرار کنیم به این دلیل که بدن ما آمادگی فرار دارد یا راننده اتومبیل کناری را کتک بزنیم زیرا بدن ما آماده واکنش است.

اثرات فشار روانی

نشانه‌های فشار روانی، علائم روان-تنی هستند. یعنی فشار روانی باعث اثرات فیزیولوژیکی می‌شود. این فشار روانی اگر طولانی شود باعث فرسودگی و ایجاد نقص در اعضاء درگیر و در نهایت کل سیستم بدن می‌شود، و اگر در جایی بیماری یا نقصی وجود داشته باشد این فشار روانی باعث عود کردن آن می‌شود.

نشانه‌های معمول به هنگام فشار روانی

  • بی‌خوابی

  • سردرد

  • حساسیت

  • تنگی نفس

  • حالت تهوع

  • درد عضلانی (بخصوص کمر و گردن)

  • قفل شدن دندانها

  • فشار دادن دندانها (TMJ)

نشانه‌های فشار روانی مختص مردان

  • فشارخون بالا

  • حمله قلبی

  • اسپاسم معده

  • مشکلات ج‌ن‌س‌ی‌

  • عرق سرد

فشارهای روانی و بدن مردان

چیزی که در این قسمت ارائه می‌شود اطلاعاتی است در مورد اثر فشار روانی بر روی بدن. اینها نشانه‌هایی از فشار روانی هستند که باید به آنها توجه کرد:

  • خطر اختلالات در عروق قلبی: اختلالات در عروق قلب شامل اختلالات مربوط به عضله قلب و رگ‌های خونی آن است. باید به این نکته توجه داشت که تعداد کسانی که بر اثر اختلالات قلبی می‌میرند دوبرابر کسانی است که بر اثر سرطان جان خود را از دست می‌دهند، و برای مردان این عامل شایع‌تر نیز هست.

  • فشار خون: فشار خون یعنی فشار خون بالای مزمن. زمانی که ضربان قلب افزایش می‌یابد، فشار خون بالا می‌رود و رگ‌های خونی منقبض می‌شوند. برای زمان کوتاهی این مساله مفید هم هست اما اگر این وضعیت برای مدت طولانی باقی بماند باعث ایجاد مسائلی می‌شود. تعداد ضربان یا انقباض عضله قلب برای مردان در حدود 70 بار در دقیقه است؛ این تعداد در هنگام ورزش، تحریک ج‌ن‌س‌ی‌ و یا فشار روانی ممکن است به 2 برابر هم برسد. با توجه به اینکه ورزش و تحریک ج‌ن‌س‌ی موقتی است این افزایش تاثیر مخربی ندارد اما در مورد فشار روانی این گونه نیست. یکی دیگر از مسائل بزرگ شدن عضله قلب است زیرا باید بیشتر کار کند در نتیجه عضله قلب رشد می‌کند اما میزان تغذیه به این نسبت رشد نکرده و قلب خوب تغذیه نمی‌شود. خطر بعدی پاره شدن رگ بر اثر فشار خون خیلی بالاست. پارگی رگ باعث ایجاد لخته یا ترومبوسیز می‌شود و یا با وارد شدن یک جسم خارجی از محل پارگی رگ به جریان خون آمبولیسم را به دنبال دارد. آمبولیسم و ترومبوسیز ممکن است بافت را از دریافت خون (تغذیه) محروم کنند، در نتیجه بافت خواهد مرد؛ اگر این بافت در مغز باشد به آن سکته مغزی و اگر در قلب باشد به آن سکته قلبی (میوکاردینال انفارکتوس) می‌گویند.

  • رسوب چربی‌ها در دیواره رگها (تصلب شرائین)تصلب شرائین جریانی است که طی آن رسوبات چربی در دیواره داخلی رگها تشکیل می‌شود. از طرفی دیگر باعث سخت شدن دیواره رگها و پایین آمدن مقاومت آن در برابر فشار سیستولی می‌شود.

    [فشار سیستولی: فشاری است که قلب بر اثر ضربان به دیواره رگها وارد می‌کند.]

  • مسائل رفتاری: فشار روانی نه تنها باعث تغییرات در انتقالات جریان عصبی، ترشح غدد و حرکت ماهیچه‌ها می‌شود؛ بلکه بر روی رفتار مردان نیز تاثیر می‌گذارد. مردان تحت فشارهای روانی ممکن است کمتر غذا بخورند، بیشتر سیگار بکشند، به الکل و مواد مخدر روی بیاورند و خوابشان کم شود. مرد می‌خواهد با این رفتارها فشار روانی را کاهش دهد اما این رفتارها نه تنها فشار روانی را کاهش نمی‌دهد بلکه هرکدام به عاملی برای افزایش آن تبدیل می‌شود.

خصوصیات مردان تیپ A

تمام رفتارهای مردان تیپ A می‌توانند سطح تنش را بالا ببرند و باعث فشار روانی در خود شخص و دیگران شوند.

  1. علاقه به رقابت مرد تیپ A رقابت را بسیار دوست دارد.

  2. بی صبری مرد تیپ A از انتظار متنفر است.

  3. اعتقاد به کمال مرد تیپ A چنان عمل می‌کند که هیچ انتقاد و ایرادی به کار او وارد نباشد.

  4. رفتارهای چندگانه مرد تیپ A در یک زمان روزنامه می‌خواند، قهوه می‌نوشد و جواب تلفن را هم می‌دهد. در واقع می‌توان گفت مرد تیپ A دچار بیماری عجله است.

  5. خشونت از تمام رفتارهای مرد تیپ A عصبانیت مزمن خطرناک‌ترین آنهاست.

در حقیقت مرد تیپ A در هر شرایطی با فشار روانی مواجه است و حتی اگر شرایط تنش‌زا نباشد آنرا به شرایط تنش‌زا مبدل می‌کند.

نشانه‌های خطرناک اولیه

این علائم می‌توانند زندگی شما را نجات دهند:

  • حالت تدافعی مقاوت در برابر فشار روانی و انکار آن.

  • افسردگی احساس از دست دادن حس مراقبت.

  • بی‌نظمی که بر اثر مشغله فکری و عدم تمرکز حاصل می‌شود.

  • خشونت حتی ممکن است بدون دلیل حادث شود.

  • وابستگی مردان دوست دارند در مواقعی مورد توجه و حمایت قرارگیرند اما جرات ابراز آنرا ندارند.

  • اشکال در تصمیم گیری حس عدم کنترل بر اوضاع و نداشتن حق انتخاب

هرگاه شما با چنین علائمی مواجه شدید بدون شک نشانه‌های فشار روانی را مشاهده می‌کنید.

فشارهای روانی پنهان

گاهی مردان در شرایطی که تنش‌زا نیست از خود علائم فشارروانی را نشان می‌دهند، به این نوع فشارها، فشار روانی پنهان می‌گویند.

انواع فشار روانی پنهان

  • تغییر در عادات و رفتار‌های همیشگی: تغییر معمولاً باعث فشار روانی می‌شود.

  • نگرانی‌های اجتماعی:

    • مهمانی با غریبه‌ها

    • سخنرانی

    • اولین روز کار

    • مضحکه قرار گرفتن

    • صحبت با یک شخص خیلی مهم

    • مصاحبه

  • ترس از شکست: اکثر مردان نیاز به موفقیت را در درجه بالاتری از ترس از شکست قرار می‌دهند اما رفتارها چیز دیگری را مشخص می‌کند.

  • اداره بچه‌ها: مردها برعکس چیزی که نشان می‌دهند بیشتر نسبت به بچه‌هایشان حساسند.

  • کنترل شرایط: مردان بیشتر شرایط را به عنوان شرایط مراقبت تفسیر می‌کنند و فکر می‌کنند باید در همه حال کنترل دست آنها باشد.

  • تعهد: همیشه و همه وقت یک مرد خود را به حرف‌هایی که می‌زند پایبند می‌داند.

  • خودنگری: بعنی عملکرد خود را زیر نظر داشتن درست زمانی که در میان انجام کاری هستید.

  • نگرانی از مقام: فرمانبرداری به جای فرماندهی.

  • فشار روانی زنان: مردان در تمام طول زندگی احساس می‌کنند باید حلال مشکلات باشند.

کمک‌های اولیه برای فشار روانی کوتاه مدت

  • ورزش

  • مدیتیشن و استراحت عمیق

  • خود هیپنوتیزم یا استراحت مطلق

  • محیط آرام

  • افزایش کنترل [سازماندهی حس کنترل را زیاد می‌کند. به نظر می‌رسد غده هیپوفیز فرق بین حل و فصل یک بحران بزرگ با مرتب کردن یک اتاق را نمی‌داند.]

  • بازی کردن (تفریح کردن)

فنون مقابله با فشارهای روانی بلند مدت برای کمک به خود

  • شبکه‌های پشتیبانی را زیاد کنید. ساده ترین فرم شبکه پشتیبانی، داشتن افرادی است که بتوانید با آنها صحبت کنید.

  • تصمیم خود را عوض کنید. اما نه همیشه و از روی هوس و بدون تفکر.

  • عصبانیت را بفهمید. بفهمید که چه چیز را می‌خواهید بروز دهید اما آنرا سرکوب می‌کنید، همان عصبانیت است. عصبانیت خود را عمومی نکنید، فقط در مورد عامل عصبانیت عصبانی باشید. توضیحات را گوش دهید و معذرت خواهی‌ها را قبول کنید.

  • بخندید. اگر علاجی برای فشار روانی باشد که به اندازه همه معالجات دیگر روی هم مفید باشد، خنده است.

فنون مقالبه با فشارهای روانی بلند مدت برای کمک به دیگران

  • آگاهی از فشارهای روانی اصلی مردان

  • شناخت علائم فشارهای روانی مردان

  • جدی بودن در کمک

  • آشنایی با فنون کمک به خود و اجرای آن بر روی دیگری

منابع

The male stress syndrome: How to survive stress in the 90s\by Georgia Witkin.-Newmarket Press; 2 edition (December 1994).

زمینه روانشناسی هیلگارد/نویسندگان ریتا ال اتکینسون...[و دیگران]؛ مترجمان محمد تقی براهنی...[و دیگران].-تهران:رشد،1384.

متن کامل مقاله را به صورت pdf از اینجا بگیرید.

کلید واژه: ,

Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other ::

چگونه احساسات خود را مهار کنیم

تگها :
{ ارسال شده در توسط علی بروجردی }

هر انسان در زندگی خود شرایطی را تجربه می‌کند که در آن شرایط نیاز به کنترل احساسات خود دارد. ممکن است ما در زندگی مشکل خاصی نداشته باشیم، اما گاهی احساساتی مانند خشم یا اضطراب طوری در ما اثر می‌گذارد که رضایتمندی لازم از زندگی را احساس نمی‌کنیم.

انسان کامل فردی است که می‌تواند احساسات خود را بشناسد و آنها را مهار کند، در واقع انسان کامل شخصی است که دارای ویژگی‌های زیر است:

  • قادر است میان احساسات مختلف تفاوت قائل شود و طیف کاملی از احساسات را تجربه کند.
  • احساس خود را درک می‌کند و در هر لحظه می‌داند که در درون خویش چه اتفادقی در حال رخ دادن است.
  • قادر است احساسات خود را کنترل کند و هیچ گاه تحت تاثیر یک احساس آنی قرار نمی‌گیرد.
  • با کنترل کامل بر احساسات خویش همیشه هدفمند و با انگیزه است.
  • احساس خود را در مکان و زمان مناسب بروز می‌دهد و همواره بر خود مسلط است.
  • وضع روحی و احساسی دیگران را می‌فهمد و با دیگران مطابق وضع روحی که دارند برخورد می‌کند.

9 دلیل برای کنترل احساسات

1- دریافت احترام

2- ایجاد یک شخصیت پایدار

3- رفتار عقلانی

4- حفظ انگیزه

5- تصمیم گیری سریع

6- توانایی انجام کار به تنهایی

7- قدرت ریسک

8- توانایی در مجاب کردن دیگران

9- توانایی بالا در ایجاد دوستی و محبت کردن

احساس چیست؟

یک سری دستورهای متوالی از مغز است که اندام‌های مختلف را برای موقعیت خاصی آماده می‌سازد.

وضعیت روحی چیست؟

یک وضعیت احساسی طولانی مدت است که در این حالت شدت احساس کم‌تر است تا حدی که گاهی فرد از وجود چنین احساسی بی‌خبر است.

خلق و خو چیست؟

احساس معمولی و همیشگی ما در برابر وقابع خاص.

برای رسیدن به قدرت مهار احساسات 3 گام اساسی وجود دارد.

گام اول – خشم خود را مهار کنید

مهمترین مشکل رایج در میان کسانی که قادر به کنترل احساسات خود نیستند عدم توانایی در کنترل خشم است. کسی که خشمگین است هیچ کنترلی بر احساسات خویش ندارد و امکان دارد هر کاری از او سر بزند. پس اولین قدم برای ایجاد کنترل بر احساسات کنترل خشم است.

نحوه کنترل واکنش‌های جسمی:

تنفس – در صورتی که هنگام بروز خشم دچار مشکلات تنفسی از قبیل نفس‌نفس زدن یا نفس کم آوردن می‌شوید باید بر روی تنفس خود تمرکز کرده و سعی کنید آنرا به حالت اولیه بازگردانید. همه چیز را فراموش کنید و فقط بر تعداد و عمق تنفس خود تمرکز کنید تا آرام شوید.

تنش ماهیچه‌ای – در صورت دچار شدن به تنش‌های ماهیچه‌ای هنگام بروز خشم مانند سردرد یا کمر درد باید از روش آرامش‌فوری یا روشی مشابه با آن استفاده کنید تا به حالت عادی بازگردید.

آرامش فوری : چشم‌هایتان را ببندید و اعضای بدن خود را شل کنید. بهتر است برای این کار بر روی سطحی محکم دراز بکشید. نفس عمیق بکشید و سعی کنید به یک منظره، خاطره، فرد، مکان یا شیئی دوست داشتنی که به شما آرامش و انرژی می‌دهد فکر کنید و انرژی مثبت را به درون بدن خود هدایت کنید.

تخلیه احساسات – برای ایجاد یک احساس مثبت همیشه نیاز به خارج کردن احساسات منفی وجود دارد. روش‌های مختلفی برای این کار وجود دارد برای مثال می‌توانید به یک جسم نرم مانند بالش مشت بزنید، فریاد بکشید یا نفس خود را با صدا و محکم بیرون دهید، حتی زمانی که تحت فشار شدید قرار دارید می‌توانید با فحش دادن آن هم با صدای بلند احساسات خود را تخلیه کنید (اما حتماً مراقب باشید که این تخلیه احساسات در کجا و در برابر چه کسی انجام می‌شود).

از یک نفر کمک بگیرید – شما در مواقعی که تحت تاثیر یک احساس قراردارید می‌توانید از فرد دیگری که می‌تواند یک عضو خانواده یا یک دوست یا یک مشاور متخصص است کمک بگیرید، زیرا شخص دیگری که تحت تاثیر احساسات قرار ندارد می‌تواند شما و احساستان را مهار کند و کمک کند تا شما به حال عادی بازگردید.

نحوه کنترل واکنش‌های ذهنی:

معمولاً سه مساله زیر در اکثر افراد خشمگین مشاهده می‌شود:

- تعمیم داد (همه بی‌معرفت هستند)

- مبالغه کردن (هیچ‌کس به من گوش نمی‌دهد)

- نادیده گرفتن (هیچ راهی وجود ندارد)

برای مقابله با این مشکل باید از فن مثبت اندیشی استفاده کنید. کافی است برای هر یک از سه مورد بالا یک مثال نقض بیاورید و اثر آنرا خنثی کنید و با تکرار جملات مثبت احساس خود را تغییر دهید.

با استفاده از راه‌های بالا شما باید قادر باشید که خشم خود را کنترل کنید. دقت کنید که کنترل خشم یک‌شبه اتفاق نخواهد افتاد و تمرین زیادی لازم دارد.

گام دوم – نقاط ضعف احساسی خود را بشناسید و آنرا حل کنید

عقده‌های احساسی درون یا همان مسائل احساسی و روحی سرکوب شده، در ناخود آگاه ضمیر انسان قرار می‌گیرد و باعث می‌شود:

1- مقاومت در برابر مشکلات بعدی بسیار کم شود.

2- احساسات نابجا بر انگیخته شود.

3- کنترل بر احساسات از دست برود.

4- احساسات مثبت سرکوب شوند.

چگونگی درمان عقده‌ها

برای درمان باید پنج مرحله زیر انجام شوند:

مرحله اول – بررسی کردن

در این مرحله به دنبال واقعه و احساس بوجود آمده از آن هستیم. باید بیابیم که عکس‌العمل ما در برابر احساس ایجاد شده چه بوده و بیابیم که چه چیزی در ما باقی مانده است (همان عقده). در این مرحله نباید به دنبال کشف حقیقت یا یافتن مقصر باشید.

مرحله دوم – ابراز کردن

هرکس بتواند احساسات خود را به صورت گریه، لرزیدن، فریاد زدن (از سر خشم یا از سر شادی) و … بروز دهد نه تنها می‌تواند عقده‌ها را تخلیه کند بلکه می‌تواند از ایجاد چنین عقده‌هایی نیز جلوگیری کند.

مرحله سوم – پذیرش همدردی

اکثر ما برای عدم پذیرش همدردی بهانه‌هایی را برای خود داریم اما باید به این نکته توجه کرد که دریافت این همدردی‌ها می‌تواند ما را از غرق شدن در احساس نامناسبمان حفظ کند. پایه دریافت همدردی در ابراز احساسات است، پس هرکس بتواند مرحله دوم را به خوبی پشت سر بگذارد می‌تواند همدردی مناسبی نیز دریافت کند.

مرحله چهارم – جبران خسارت

جبران خسارت به معنای انتقام نیست. سعی کنید با سعی و تلاش مجدد خسارت‌های وارد شده را تا جایی که امکان دارد جبران نمایید برای مثال تلاش و درس خواندن بیشتر پس از قبول نشدن در کنکور.

مرحله پنجم – تحلیل کردن

زمانی که دری بسته می‌شود، درِ دیگری از رحمت گشوده می‌شود؛ اما اغلب ما آنقدر به در بسته نگاه می‌کنیم که متوجه در دیگری نمی‌شویم.

هلن کلر

باید از هر اتفاقی در زندگی کسب تجربه کرد اما این مرحله زمانی می‌تواند اجرا شود که 4 مرحله قبلی با موفقیت طی شود.

گام سوم - در دست گیری کنترل احساسات

برای به دست گیری کنترل احساسات اولین مرحله پذیرفتن است، باید بپذیریم که احساس بدی داریم.

دومین مرحله کنترل است، باید در خود آرامش ایجاد کنیم یا برعکس در برابر احساسی مانند بی‌تفاوتی در خود انگیزه ایجاد کنیم.

سومین مرحله مهارکردن است، باید از افسارگسیختگی احساسات جلوگیری کنیم.

آخرین مرحله لذت بردن است، داشتن یک احساس هر چند بد بسیار بهتر از نداشتن هیچ احساسی است.

 

برای مطالعه بیشتر می‌توانید به کتاب زمینه روانشناسی هیلگارد یا کتاب‌های مشابه روانشناسی مراجعه نمایید.

Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other ::